نویسندگی با کافه‌نشینی پدید نمی‌آید چاپ نامه الکترونیک

عبدالله خليلي
27 شهریور، روز شعر و ادب فارسی است. از عمر ادبیات پهناور و گرانبار فارسی بیش از هزار سال می‌گذرد، در این مدت کشور ما، فراز و فرودها و ناکامی‌های بسیار دیده و دوران‌های تلخ و شیرین زیادی را پشت سر گذاشته است. حضور و نفوذ ادبیات فارسی در دورترین نقاط جهان امروز، حکایت از آن دارد که در ژرفای زبان و ادب فارسی آن قدر معانی بلند و مضامین دل‌نشین علمی، ادبی، اخلاقی و  انسانی وجود دارد که هر انسان سلیم‌الطبعی با اطلاع و آگاهی از آنها، خود به خود به فارسی و ذخایر مندرج در آن دل می‌سپرد. اگر چنین نبود ترجمه و تالیف هزاران کتاب و مقاله از سوی خارجیان درباره آثار جاودان و جهانی ادب فارسی مانند شاهنامه فردوسی، خمسه حکیم نظامی گنجوی گلستان و بوستان شیخ اجل، مثنوی مولانا جلال‌الدین بلخی، غزلیات خواجه حافظ شیرازی و رباعیات حکیم عمر خیام چهره نمی‌بست و هزاران ایران‌شناس و ایران دوست غیر ایرانی دل وعمر بر سر شناخت فهم، تفسیر و ترجمه این آثار ارزنده در نمی‌باختند. «امیدجوان» به مناسبت روز شعر و ادب فارسی، پای سخنان استاد محمود دولت‌آبادی نشسته است. به این گفت‌وگو توجه کنید:

* ادبیات فارسی را در دوره معاصر چگونه ارزیابی می‌کنید؟
- فترت 20 ساله‌ای بین ادبیات روی داده است، یعنی بین ادبیات قبل از انقلاب تا پایان جنگ. در این دوره ارتباط بین نویسندگان قبلی و آن نویسندگانی که باید می‌آمدند، قطع شد. این قطع ارتباط باعث شد تا جوانان ما به خواندن تئوری‌های ادبی بپردازند، حال آن که از دل تئوری‌های ادبی، معمولاً ادبیات بیرون نمی‌آید. ادبیات اول پدید می‌آید و بعد صاحب‌نظران می‌آیند و تئوری‌های ادبی را می‌نویسند این قطع ارتباط همچنین باعث شد که بین ادبیات تا آستانه انقلاب و ادبیاتی که باید بعد از جنگ تحمیلی به وجود آید، عدم تفاهم ایجاد شود، بنابراین آنچه در جامعه ما زیاد است داستان‌نویس است اما آنچه باید به عنوان یک کاراکتر مشخص نویسنده جلوه کند، کم است. با این حال اذعان می‌کنم در میان آثاری که خوانده‌ام، استعدادهای برجسته‌ای وجود داشته‌اند.
* چرا بعد از انقلاب، کتاب‌های پرفروش نداشته‌ایم؟
- داشته‌ایم اما کتاب پرفروش، ملاک خوبی ادبیات نیست، دیگر این که کتابی که بتواند در جامعه حرکت منطقی و آرام خودش را داشته باشد نداشته‌ایم و این شاید به دلیل آن است که آن عمقی که بایستی در آثار ادبی وجود داشته باشد، کم شده است. زمانه هم البته در این امر دخیل است چرا که ادبیات از دل ادبیات و کتاب برمی‌آید، در حالی که دوره جدید، دوره امکانات نوین است که در این باره می‌شود عواملی غیر از استعداد را هم برشمرد. من از شما می‌پرسم آیا در 20 سال اخیر هیچ اثری از بالزاک، دیکنز و امثال اینها منتشر شده است؟
* در بازار داخل نخیر.
- بله نشده است. ادبیات امروز براساس ادبیات دیروز حرکت می‌کند، حدفاصل این دو ادبیات قطع شده است این امری است تاریخی که اتفاق افتاده و من نمی‌توانم تعیین کنم که چه باید بشود چه باید نشود ولی مقدار زیادی تئوری‌های ادبی جایگزین ادبیات واقعی شده است.
* در دنیا آثار پرفروش سینمایی از رمان‌های پرفروش، اقتباس می‌شود اما در ایران سینمای اقتباس منزلتی ندارد؟
- من تجربه این موضوع را دارم، ادبیات در کشور ما به اقتباس منجر نمی‌شود. در ادبیات یک سری امکانات و ظرایفی وجود دارد که در سینما منع عرفی پیدا کرده است. ظاهراً علاقه‌ای هم وجود ندارد، بهتر است که دیگر این کار انجام نگیرد، کسانی که من می‌بینم دست‌اندرکارند قدرت و نیروی این کار را از دست داده‌اند.
* توصیه شما به جوانانی که می‌خواهند در وادی نویسندگی وارد شوند چیست؟
- اولین و آخرین توصیه‌ام این است که یک نویسنده خوب، الزاماً باید یک خواننده خوب و دقیق باشد. ضمن این که از تجربه کردن زندگی یک لحظه هم غافل نشود، نویسندگی با کافه‌نشینی پدید نمی‌آید.
* می‌توانیم درباره شعر معاصر هم صحبت کنیم؟
- من گرفتار ادبیات قدیم هستم، گهگاهی شعرهای شعرایی را که دوست دارم، می‌خوانم. از سیدعلی صالحی، از شمس لنگرودی و از شعرهایی که در مطبوعات چاپ می‌شود. از شعر قدما هم یاد می‌گیرم و کسی که در حال یادگیری است نمی‌توان قضاوت کند کدام بهتر است. من از همه یاد می‌گیرم.
* از آثار جدیدتان بگویید؟
- من سه کتاب در وزارت ارشاد دارم؛ «کلنل»، «طریق سمبل شدن» و «نون نوشتن» شنیده‌ام. «نون نوشتن» اجازه پیدا کرده است اما آن دو کتاب دیگر همچنان در وزارت ارشاد باقی مانده است. مایه تاسف است که «کلنل» به زبان آلمانی منتشر شده و مورد استقبال قرار گرفته است ولی در ایران نه. «طریق سمبل شدن» هم یک سکانس از موقعیت جنگ است.


 

 

کلیه حقوق قانونی این وب سایت متعلق به هفته نامه اميد جوان بوده و استفاده از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز است