جمشید بصیری؛ تاجر محترم و تولید کننده نامحترم چاپ نامه الکترونیک

روزنامه جمهوری اسلامی هفته گذشته گفت و گوی متفاوت و صریحی را که با مهندس جمشید بصیری دبیر انجمن صنایع نساجی ایران انجام داده بود منتشر کرد. در این مصاحبه بدون تعارفات رایج واقعیت‌های بسیاری گفته شده که نقل تنها سه پرسش و پاسخ آن می‌تواند کفایت کند 
 

خبرنگار می‌پرسد:« شنیده‌ایم نساجی مازندران را فروخته‌اند. به چه کسی فروخته‌اند؟» مهندس بصیری پاسخ می‌‌دهد:« متاسفانه درست شنیده‌اید. نساجی مازندران را به ترک‌ها (ترکیه) فروخته‌اند. دیروز ما در دفتر آقای علی شیری (احتمالاً نماینده مجلس) جلسه داشتیم. خیلی تلاش کردیم که از ایشان و شرکت سرمایه‌گذاری بانک ملی بپرسیم قراردادمان با ترک‌ها چگونه است؟ اما نگفتند و قرار شد این موضوع را بعداً به ما اطلاع بدهند.» با صراحت سوال می‌شود:« عذر می‌خواهم. دست ایرانی‌ها چلاق بود که نتوانند نساجی مازندران را اداره کنند و فروختند به ترک‌ها؟» دبیر انجمن صنایع نساجی ایران با صراحت و بدون لکنت می‌گوید:«ایرانی‌ها چلاق نبودند اما قائم‌شهر و این کارخانه دارای خصوصیات عجیب و غریبی شده است. یک عده از کارگرانش اطلاعاتی هستند. یک عده از کارگرانش سپاهی هستند. یک عده از کارگرانش بسیجی هستند. یک عده از کارگران را استانداری به کارخانه فرستاده است. یک عده را هم امام جمعه فرستاده و وضع به گونه‌ای است که وقتی وارد نساجی مازندران می‌شوید گیج می‌شوید.» سومین پرسش و پاسخ صریح نیز از این قرار است: چرا در ایران پارچه نخ و پنبه پیدا نمی‌شود؟ چرا اکثر پارچه‌ها پلاستیک و نایلونی و مشمایی (مشمع) است؟» از زبان مهندس بصیری می‌خوانیم:« مشکل، تجار محترم هستند. تولید کننده که در ایران محترم نیست. این آقای محترم می‌آید به من تولید کننده سفارش تولید پارچه آشغال و مشمایی می‌دهد. من تولید کننده پارچه اعلای نخ پنبه تولید می‌کنم اما تاجر محترم می‌آید و به من می‌گوید این را بینداز کنار و پارچه‌ای را که من می‌گویم تولید کن. یک پارچه پلاستیک و نایلون را از هند می‌آورند و می‌گوید این را تولید کن. مردم ایران همه آلرژی دارند. مردم ایران همه دچار مشکلات پوستی و خارشی هستند. چرا؟ چون تمام پارچه‌ها پر از نایلون و پلاستیک و مواد شیمیایی است. شما پارچه نخ پیدا نمی‌کنید؟ دلیلش همین تجار محترم هستند. اگر سیستم بانکی درست و حسابی بود من اسیر یک مشت کله پز و سیراب شیردانی که حالا تاجر و وارد کننده شده‌اند نمی‌شدم. می‌رفتم سراغ سیستم بانکی و تولید خوب انجام می‌دادم. اگر سیستم بانکی درست کار می‌کرد تولید کننده به بدبختی نمی‌افتاد. هیچ جای دنیا مردم از هم پول قرض نمی‌کنند. از بانک پول قرض می‌گیرند.» جان کلام او اما در این جمله نهفته است:«90 درصد مسئولان ما چیزی از صنعت نمی‌فهمند و صنعتی نیستند.»

 

 

کلیه حقوق قانونی این وب سایت متعلق به هفته نامه اميد جوان بوده و استفاده از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز است