| حضوری گر همی خواهی... |
|
|
|
مهرداد خدير- وقتی برگزاری دوباره نماز جمعه تهران به امامتهاشمی رفسنجانی، دروغ 13 سال 89 باشد، حضور مهدی کروبی و شماری از اصلاحطلبان در مراسم ترحیم بزرگ خاندان حسینی (پدر وزیر ارشاد دولت دهم و برادران بازرگان او) تعجببرانگیز و یک اتفاق جلوه میکند. پیش از این نیروهای ملی مذهبی و برخی از چهرههای روشنفکری بودند که تنها در مراسم ترحیم حضوری عمومی داشتند و شگفتی برخی از حضور کروبی و شماری از اصلاحطلبان شاید ناشی از این ذهنیت تاریخی است و با همین نگاه بود که از مراسم ترحیم حاج سیدعلی حسینی در مسجد نور میدان دکتر فاطمی دو تصویر بیشتر جلب توجه کرد. یکی هنگامی که رییس فعلی مجلس شورای اسلامی با رییس دورههای سوم و ششم مجلس دست داد و دیگری هنگامی که محمدرضا رحیمی معاون اول رییس جمهور اصولگرا به کاندیدای معترض انتخابات گذشته ریاست جمهوری ابراز احترام کرد. این اولین حضور عمومی مهدی کروبی پس از شایعات بیماری وی و بدون واکنشهایی از نوع نمایشگاه سال گذشته مطبوعات بود. هرچه باشد او هنوز دبیرکل حزبی است که اگر چه دفتر آن بسته است اما پروانهاش را کمیسیون ماده 10 احزاب توقیف نکرده، صاحب امتیاز روزنامهای است که اگرچه منتشر نمیشود اما امتیاز آن را هیات نظارت بر مطبوعات یا دادگاه لغو نکرده و لباسی بر تن دارد که اگرچه باید به موجب آن حجتالاسلام والمسلمین یا آیتالله خوانده شود و مخالفان و منتقدان این نکته را رعایت نمیکنند اما همچنان روحانی است و طبیعیترین جا برای حضور یک روحانی، مسجد است. این اتفاق در عین حال نشان داد که تنوع و تکثر دیدگاههای سیاسی در خانوادههای مسوولان نیز وجود دارد. به گونهای که سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوم محمود احمدینژاد فرزند کوچکتر از خانوادهای است با برادرانی که دست کم به غلظت او اصولگرا به حساب نمیآیند. سیدحمید حسینی عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع تهران در گفتوگویی (با روزنامه اقتصادی پول) ترکیب متنوع خانواده را چنین توضیح داده است: «ما یک خانواده 9 نفری هستیم؛ چهار برادر و پنج خواهر. سیدمحمد (وزیر کنونی ارشاد) کوچکترین برادر خانواده است. خانواده ما در شهرستان رفسنجان کاملاً شناخته شده است. مادرمان از خانوادههای متمول و اصیل رفسنجان بود. مرحوم پدرم نیز کسب و کاری تجاری داشت برادر بزرگ خانواده – سیداحمد حسینی – که 55 سال دارد و در حال حاضر مدیرعامل شرکت مرآت است تنها برادر خانوادهات که اهل سیاست نیست یعنی خطبندی سیاسی ندارد. گاهی در جبهه اصلاحطلبان است و گاهی در اردوی اصولگرایان.سیدمحمود، برادر دوم خانواده از استادان دانشگاه شهید بهشتی است و ریاست مرکز پژوهشها و مطالعات اتاق تهران را برعهده دارد. او عضو سابق شورای سیاستگذاری روزنامه سلام بود. در روزنامه مشارکت (ارگان تعطیل و توقیف شده جبهه مشارکت) هم حضور داشت و از پایهگذاران انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها هم بود. افکار چپ سیاسی دارد اما از سیاست به مثابه ابزاری برای مقاصد شخصی و رسیدن به قدرت استفاده نکرد. در جلسات شورای سردبیری روزنامه مشارکت نیز مدام تذکر میداد که آقای هاشمی رفسنجانی خاکریز مشارکت نیست. او چهره شاخص فرهنگی و سیاسی خانواده حسینی است. من نیز برادر سوم هستم. منسوب به طیف اصلاحطلبان اما به سیاست هیچ علاقهای ندارم. البته ما سه برادر – احمد و محمود و حمید – از مجلس ششم به این طرف در هر انتخاباتی که شرکت کردهایم دیگر پیروز نشدهایم. سیدمحمد برادر آخر خانواده است و او هم وابسته به هیچ جریان سیاسی نیست و البته به لحاظ خط و فکر سیاسی نقطه مقابل سه برادر دیگر است. این تقابل را هنگامی میتوانیم بهتر به یاد آوریم که بدانیم سیدمحمد حسینی وزیر کنونی فرهنگ و ارشاد اسلامی از جمله امضاکنندگان استیضاح عطاءالله مهاجرانی از همین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1378 (یک سال پس از استیضاح عبدالله نوری) در مجلس پنجم بود. در آن زمان او نخستین فارغالتحصیل دانشگاه امام صادق بود که راهی مجلس شده بود. اما تنها تنوع دیدگاه سیاسی خانواده حسینی نیست که جالب است. نسبتهای خانوادگی آنها نیز در خور توجه است. سیدحمید حسینی (برادر بزرگتر وزیر ارشاد و عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران) داماد شیخ محمد هاشمیان است و طبعاً آیتالله هاشمی رفسنجانی دایی همسر اوست. بدین ترتیب میتوان علت پیام تسلیت رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس مجلس خبرگان رهبری به خاندان حسینی را دریافت. سیداحمد حسینی برادر بزرگتر خانواده نیز با یکی از دختران خانواده هاشمی رفسنجانی ازدواج کرده است که دلیل مضاعفی است برای پیام تسلیت پیش گفته. برادر دیگر – سیدمحمود – داماد آیتالله شیخ صادق خلخالی است. حاکم شرع مشهور سالهای اول انقلاب که نام اصلی خانوادگیاش «صادقی گیوی» بود و طبعاً دختر وی و همسر برادر وزیر ارشاد چنین خوانده میشود. برادر کوچکتر خانواده که با تحصیل در دانشگاه امام صادق (با مدیریت آیتالله مهدوی کنی) به جای تجارت و کشاورزی و کارهای اقتصادی، امور فرهنگی را ترجیح داد، همسر خود را از خانواده هاشمی رفسنجانی اختیار نکرد و داماد خانواده پورمحمدی است. (شوهر خواهر اصغر پورمحمدی رییس شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی که سالهاست در تلویزیون – چه در دوران علی لاریجانی و چه عزتالله ضرغامی مسئولیتهای مختلف در گروههای اجتماعی و ورزشی و نهایتاً شبکه سوم دارد و گفته میشود بدون حمایتهای او برنامههای انتقادی همچون 90، طنزهای مهران مدیری و مانند آنها روی آنتن نمیرفت). این اشارات هنگامی اهمیت مییابد و برای اولین بار با این جزییات در متن یک تحلیل جدی سیاسی جای میگیرد که به یاد آوریم رییس دولت کنونی، با انتساب هر سه رقیب خود به هاشمی رفسنجانی میکوشید دوقطبی انتخابات 84 را در سال 88 نیز احیا کند و در این مسیر تا اندازهای هم موفق شد. سیدحمید حسینی این گونه ادامه داده است: «ارتباط خانوادگی من با خانواده آقای هاشمی در پارهای موارد لطمات زیادی به من وارد آورده ضمن این که من به این ارتباط خانوادگی افتخار میکنم. اما متاسفانه نان بعضیها در دامن زدن به این بحثها و اتهامزنی به این خانواده است. در میان برادران خانواده، من به خاطر فعالیتهای اقتصادی، بیشتر در لبه تیغ بودهام و بارها تمام حسابهای بانکی و حتی صادرات مرا زیر و رو کردهاند تا به قول خود رانتی پیدا کنند اما چیزی گیر نیاوردهاند. من بدون این ارتباط کار اقتصادی میکنم و پسران آقای هاشمی هیچ یک در کار اقتصادی نیستند و آقای هاشمی همان طور که خود بارها گفته است از محل عایدات محدود تولیدی پسته سالانه زندگی را میگذرانند.» برادر وزیر ارشاد در این گفتوگو فاش میکند که آن فروشگاه زنجیرهای خانواده هاشمی در خارج از ایران در واقع با سرمایه او و برادر دیگرش در مجارستان دایر شده و ربطی به خانواده هاشمی ندارد: «یک فروشگاه مواد غذایی با محصولات حلال و اسلامی در دورهای که فرزند برادرم در مجارستان تحصیل میکرد. فروشگاهی در حد یک مغازه و نه بیشتر.» اهمیت این حکایت از آن روست که دریابیم انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری مرزبندیهای گذشته را تغییر داد و در حالی که نسل تازه نیز برکشیده است. یکی از خبرنگاران اقتصادی تعریف میکرد درباره موضوعات روز سیاسی با یک چهره سرشناس محافظهکار گفتوگو میکرده و از اطلاعات دقیق او از تازهترین اخباری که نه در رسانهها و مطبوعات داخلی که در سطح اینترنت منتشر میشود شگفتزده شده بود. سوال میکند: حاج آقا! شما که از ما پیگیرتر هستید. او در پاسخ میگوید: «من نوهای دارم به سن و سال و هیجان شما. هرچند روز یک بار مجموعه این مطالب را دستهبندی و مرتب میکند و در اختیار من میگذارد و هر بار به خانه ما بیاید بحث و گفتوگوی مفصلی با هم داریم. البته حجاب او از همکاران شما محکمتر است!» این اتفاق در خانوادههای شناخته شده و مذهبیتر مثل خانواده آقای حسینی کاملاً طبیعی است و محافظهکاران سنتی به نسبتی که جوان داشته باشند یا با دانشجویان سر و کار داشته باشند از دیدگاههای افراطی بیشتر فاصله گرفتهاند. کافی است گفتوگوی تلویزیونی دکتر حسن غفوریفرد در سال گذشته و در شامگاه 16 آذر را در شبکه تهران به یاد آوریم که کم مانده بود نام میرحسین موسوی را هم بیاورد. یا مصاحبههای اخیر خانم مریم بهروزی دبیرکل جامعه اسلامی زینب را. اصولگرایان حامی دولت نیز از این رخداد برکنار نیستند هرچند که اگر اتفاق افتد به شکل حاد و از نوع اختلافات آقای مهدی کلهر مشاور رسانهای رییس جمهور با همسر و فرزندش میشود که کار به جدایی و مهاجرت و پناهندگی میکشد. یکی از دلایلی که اصولگرایان حامی دولت برای حوادث پس از انتخابات سال گذشته واژه و اصطلاح مذهبی «فتنه» را به کار میبرند همین است. زیرا یکی از تعاریف فتنه این است که تشخیص خیر و شر از یکدیگر دشوار میشود و چه بسا جای یکدیگر مینشینند. با این که روزنامه کیهان و این نحله فکری اصرار دارند که حوادث سال 88 را مانند وقایع سالهای 58 تا 60 جلوه دهند اما یکی از تفاوتها این است که خانوادهها به سرعت مرزبندی میکردند. آیتالله جنتی و غلامرضا حسنی و محمدی گیلانی از فرزندان خود و حتی اعدام آنها رابطه آنان را با نظام نمیگسست اما این بار این اختلاف یا تنوع چنان درون خانوادگی است که هیچ کس از دیگری اعلام برائت نمیکند و چه بسا حمایت میکند. واکنشهای همسران و اعضای خانوادههای مشهور گواه این مدعاست و آخرین و تازهترین آنها اعتراض همسر شهید مطهری به اظهارات یکی از صاحب منصبان اصولگرا درباره فرزندش دکتر علی مطهری. با این توصیفات حضور مهدی کروبی و شماری از اصلاحطلبان در مراسم ترحیم مرحوم حاج سیدعلی حسینی به قصد تسلیت به هر یک از چهار برادر که بوده باشد جای شگفتی ندارد. عجیب این است که در سال 82 تصویر دکتر غلامعلی حدادعادل که به دکتر ابراهیم یزدی در مراسم ترحیم دکتر یدالله سحابی در دانشگاه تهران خوشآمد میگفت شگفتانگیز جلوه میکرد و اکنون عکاسان دیدار دو رییس مجلس در جمهوری اسلامی را که یکی روحانی و دیگری روحانیزاده است آن هم در مسجدی در پایتخت و در مجلس ترحیم وزیر ارشاد جمهوری اسلامی را به مثابه رخدادی شگرف به ثبت میرسانند و شاید بعدها علی لاریجانی ناگزیر شود در فراکسیون اصولگرایان مجلس توضیح دهد که چرا تا کاندیدای دو دوره انتخابات ریاست جمهوری را دید رویش را باز نگرداند و به توضیح او گوش نکنند که ما هر ماه چند بار با نمایندگان خارجی که هم کیش و هم میهن و هم زبان ما نیستند دست میدهیم و عکس میگیریم. چرا باید چنین سلام و علیکی که اتفاقاً میتواند فضای ملتهب را تلطیف کند عجیب جلوه دهد. این جملات اخیر را آقای علی لاریجانی نگفته اما به قاعده اگر قرار بر گفتن باشد بعید نیست از همین عبارات استفاده کند! *** محمود احمدینژاد رییس جمهور اصولگرای جمهوری اسلامی ایران فرصت برگزاری کنفرانس بینالمللی بازنگری در ان.پی.تی (قرارداد منع توسعه سلاحهای کشتار جمعی) را که هر پنج سال یک بار در نیویورک برگزار میشود مغتنم شمرد و با این که مطابق پروتکلها در سطح وزیران خارجه است به عنوان تنها رییس جمهوری که به این نشست میرفت در این اجلاس شرکت کرد. این سفر، غیرمنتظره بود و به همین دلیل مورد توجه رسانههای خارجی قرار گرفت، درباره این سفر نکاتی را میتوان یادآور شد: کنفرانسهای هستهای اول: همان گونه که پیش از این و پس از برگزاری کنفرانسی در آمریکا، ایران نیز با شعار «انرژی هستهای آری، سلاح هستهای هرگز» همایشی برپا کرد، این سفر نشان میدهد که سیاست دولت مشارکت فعال در این گونه کنفرانسهاست تا جمهوری اسلامی به جای این که در مظان اتهام بنشیند اتهامات خود علیه آمریکا را به عنوان تنها استفاده کننده از سلاح هستهای در سطح وسیع مطرح کند. در کنفرانس تهران پیام رهبری عالی نظام جمهوری اسلامی به مثابه راهبرد رسمی مطرح شد که ایران استفاده از سلاحهای کشتار جمعی را بر پایه آموزههای دینی حرام میداند. بنابراین میتوان اولین هدف را انتقال همین پیام و استمرار آن از تهران تا نیویورک دانست. با این حال منتقدان بر این نکته پای میفشارند که همین کار را وزیر امور خارجه در جایگاه رییس دستگاه دیپلماسی نیز میتوانست انجام دهد و ضرورتی بر حضور رییس جمهور نبود در حالی که دیگر کشورها نیز در این سطح شرکت نکرده بودند. تبادل سوخت هستهای دوم: دکتر ولایتی در جایگاه مشاور عالی مقام معظم رهبری پیش از این اعلام کرده بود که ایران به دلیل اطمینان نداشتن به طرفهای غربی از تحویل اورانیوم 5/3 درصد خودداری میکند. سفر اخیر احتمالاً با این انگیزه صورت گرفت که تلقی قطع تمام احتمالات مذاکره در این باب صورت نگیرد و باب مذاکره همچنان باز باشد. ضمن این که با صدور روادید نشان دادند که گزینههای دیپلماتیک همچنان روی میز است و از این حیث آمریکاییها به چالش کشیده شدند. از سوی دیگر موضوع ایران در کنار قرارداد صلح آمریکا و روسیه در محدود کردن سلاحهای هستهای مطرح میشد. پیام مثبت دیگر ایران بود که غرب در حالی نسبت به فعالیتهای هستهای ایران حساسیت نشان میدهد که در قبال پیمان معاهده منع توسعه سلاحها متعهد است و این همه توجه را به کشورهایی ابراز نمیکند که اساساً یا عضو آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیستند یا به این معاهده نپیوستهاند. این تصور میتوانست یک یادآوری دوباره به کشورهای 1+5 باشد. کاری که از وزیر امورخارجه هم برمیآمد و شاید نیاز به حضور رییس دولت برای اعلام آن نبود. آزمون ویزا سوم: در سالهای اخیر هر بار که بحث سفر محمود احمدینژاد به نیویورک پیش آمده برخی از محافل سیاسی آمریکا از جمله بعضی سناتورها یا اعضای مجلس نمایندگان (کنگره) از دولت این کشور خواستهاند روادید صادر نکند. این بار این توجیه هم وجود داشت که اجلاس در سطح وزیران امور خارجه برگزار میشود و آمریکا تنها به وزیر امور خارجه ایران ویزا میدهد اما منوچهر متکی پیشتر گفته بود «آمریکا حق استفاده ابزاری از صدور ویزا برای شرکت در اجلاس سازمان ملل را ندارد.» - البته درخواست ویزا در سوییس ثبت شده بود. با این نگاه صدور روادید برای هیات ایرانی را دستگاه دیپلماسی یک موفقیت برای خود میداند هرچند که سطح اجلاس وزیران امور خارجه باشد و هیچ رییس جمهور دیگری در آن شرکت نکند. رکورد حضور در اجلاسهای سازمان ملل چهارم: سفر آقای احمدینژاد به منظور شرکت در نشست بازنگری «ان.پی.تی» با احتساب سفر وی به رم برای شرکت در اجلاس جهانی غذا، هشتمین حضور در اجلاسهای سازمان ملل از سال 84 به این طرف است. پنج بار در نشست سران در مجمع عمومی سازمان ملل از 84 تا 88، یک بار در اجلاس تبعیض نژادی و نابرابری مذهبی (مشهور به دوربان 2) به مقر اروپایی سازمان ملل به ژنو رفته است و یک بار نیز میهمان اجلاس جهانی غذا (فائو) در ایتالیا بوده است. این در حالی است که هیچ یک از رییسان جمهور قبلی در تمام 31 سال جمهوری اسلامی چنین حضور پرتعدادی در نشستهای سازمان ملل و اجلاسهای وابسته به آن نداشتهاند و همچنین هیچ یک از رییسان جمهور گذشته ایران نیز به اندازه وی از تصمیمات سازمان ملل خصوصاً قطعنامههای آن انتقاد نکرده است. با این حال باتوجه به این که دیگران در سطح وزیر امور خارجه شرکت کردند این شائبه هم شکل میگیرد که رییس جمهور اطمینان ندارد که کاری که خود درصدد انجام آن است از عهده وزیر خارجهاش برنمیآید. رسانهها پنجم: این حدس و تحلیل تازه و دشوار نیست که یکی از اهداف هر سفر خارجی آقای احمدینژاد خصوصاً هنگامی که سازمان ملل نشستی دارد این است که در کانون توجه رسانهها قرار گیرد. در 7 حضور قبلی نیز این توجیه ایجاد شد. این گونه کنفرانسها 4 وجه دارد. یکی متن آن است و مصوباتی که معمولاً مطابق میل ایران پیش نمیرود. سه وجه دیگر اما برای رییس جمهور اصولگرا مطلوب است. یکی تریبونی که در اختیار میگیرد و بر پایه آن همه مردم دنیا مخاطب قرار میگیرند و اندیشه معطوف به آخرالزمان در خلال آن مطرح میشود. دیگری حاشیههای دیدار با هیاتهای خارجی است. کاری که باید با سفرهای مختلف به این سو و آن سوی دنیا از ژاپن تا آمریکای لاتین انجام شود در یک تالار حاصل میآید. وجه سوم البته رسانههاست و هیچ چیز به اندازه گفتوگو با رسانههای خارجی و پاسخ پرسشهای خبرنگاران با جملات سوالی و تشکیک در باورهایی چون هولوکاست یا همهسوزی یا اصالت واقعه 11 سپتامبر یا صحت مدعای مبارزه با تروریسم، او را خرسند نمیسازد. تاثیر بر قطعنامه احتمالی ششم: نشست نیویورک در حالی برگزار شد که آمریکا و متحدان این کشور در حال تنظیم قطعنامهای برای اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران هستند. بر همین اساس بود که هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در آستانه سفر آقای احمدینژاد گفت: «به ایران اجازه نمیدهیم موضوع را تغییر دهد و تلاش میکنیم با تصویب قطعنامه جدید در شورای امنیت تهران را منزویتر کنیم.» بر این اساس رییس جمهور ایران رفته بود که اگر نه موضع این کشورها که دست کم موضوع را عوض کند یا آمریکاییها چنین ادعایی داشتند و ایران نیز درصدد تکذیب برنیامد. این را نیز میتوانیم به یاد آوریم که در روزهای پایانی فروردینماه، سیدمحمد خاتمی رییس جمهوری پیشین ایران به بیست و هشتمین مجمع عمومی شورای تعامل در هیروشیمای ژاپن دعوت شده بود و بنا به توصیههایی از سفر منصرف شد یا بازماند اما پیام و متن سخنرانیاو قرائت و منتشر شد. متنی که در آن آورده بود: «کانت معتقد بود اجیر کردن افراد انسانی برای کشتن یا کشته شدن متضمن این است که آنها به عنوان وسایل صرف در دست دولت به کار بروند و این نمیتواند به آسانی با حقوق بشر سازگار باشد.» رییس جمهور اصولگرا نیز به سخنرانی خود رویکردی فرهنگی و ادبی داد و گفت: قلمی که در دامان خود فردوسی و حافظ و سنایی و وحشی بافقی و شهریار و ابن سینا و ابوریحان و امام خمینی را پرورش داده به بمب اتم نیاز ندارد. قلمی که 2500 سال قبل بردهداری را ضدبشر اعلام و ملغی اعلام کرد. این دومین بار ظرف یک هفته بود که محمود احمدینژاد، کورش هخامنشی را میستود. مرتبه اول در جزیره کیش و بار دوم در نیویورک. |


