| بحران جدید قرقیزها پس از سقوط انقلاب لالهها |
|
|
|
حسن فتحي- چند ماه پس از سقوط دولت انقلاب در قرقیزستان و روی کار آمدن دولت موقت نه تنها آرامش به این کشور بازنگشته بلکه اوضاع روز به روز وخیمتر میشود تا حدی که درگیری بر سر ریاست جمهوری جای خود را به اختلافات قومی داده و این کشور را به صحنه رویارویی و تسویه حساب اقوام مختلف تبدیل کرده است به طوری که ناظران بر این باور هستند آنچه در قرقیزستان خصوصاً شهرهای جلالآباد و اوش که پایگاه اصلی «باقییف» رییس جمهوری برکنار شده این کشور میباشد در جریان است بدترین و وخیمترین خشونتهای قومی در دهههای اخیر در آسیای مرکزی به شمار میرود.
اختلافات قومی و نژادی پس از فروپاشی شوروی در جمهوریهای پیشین این امپراتوری شدت گرفته و آنچه طی سالها توسط نیروهای وزارت کشور یا امنیتی شوروی سرکوب شده و یا بر روی آنها سرپوش گذارده میشد به یکباره علنی میگردد. زیرا در دوران شوروی در راستای یکپارچهسازی فرهنگی، قومی و سیاسی 15 جمهوری که این امپراتوری را تشکیل میدادند اجازه احیا و بروز مسایل قومی، مذهبی، سیاسی و نژادی به هیچ وجه داده نمیشد و اصولاً هر گاه مواردی در این زمینهها بروز کرده و یا آشکار میشد به شدت سرکوب و نفی میگردید. در این ارتباط میتوان به اختلاف ارامنه و آذریها بر سر قرهباغ و یا وضعیتی که در تعدادی از جمهوریهای ماورای قفقاز حتی روسیه دیده شد اشاره کرد. به همین دلیل اوضاع در جمهوریهای ماورای قفقاز به مراتب آشفتهتر از آسیای مرکزی بود. در کنار مقولهی چچن که هنوز هم گریبان مسکو را گرفته باید به وضعیت گرجستان اشاره کرد که نمونه بارزی از بحران قومی و نژادی در جمهوریهای شوروی پیشین میباشد. در کنار درگیریها و اختلافات قومی و نژادی باید به مقوله انقلابهای رنگی اشاره کرد که به تغییر و جابجایی حکومتها در این جمهوریها منجر شد. این انقلابها که در جمهوریهای گرجستان، اوکراین و قرقیزستان روی داد سبب نزدیکی آنها به غرب گردیده و نارضایتی مسکو را در پی داشت زیرا روسیه تمایلی به حضور غرب و ناتو در حیاط خلوت خود نداشته و این نزدیکی و روابط را با منافع خود در تضاد میدید. از 3 جمهوری که با انقلاب دگرگون شدند فقط گرجستان توانسته در مسیر تحولات پیش برود. هرچند این جمهوری با حمله ارتش روسیه و اشغال از سوی آنها مواجه شد ولی توانسته حکومت مردمسالار خود را حفظ کند در حالی که اوکراین با انتخابات ریاست جمهوری به تغییر به نفع مسکو رای داده و قدرت به کسی سپرده شد که عامل روسیه بوده و این کشور را مجدداً به دامن مسکو انداخت. در قرقیزستان، تحول و جابجایی مسالمتآمیز نبوده و به پایان نرسیده است. انقلابلالهها در قرقیزستان که 5 سال از آن میگذشت در پی بحران اقتصادی و سیاسی نتوانست دوام بیاورد. لذا مخالفان که از حمایت مسکو برخوردار بودند با کنار زدن دولت، قدرت را در دست گرفته و خط بطلانی بر انقلاب لالهها کشیدند. اما این تغییر و تحول با اعتراض و مخالفت مواجه شد. تا حدی که با وجود این که حدود 3 ماه از سقوط «باقییف» میگذرد هنوز آرامش به این سرزمین بازنگشته و درگیریها مشکلات را برملا ساخته است. درگیریهای جدید در این سرزمین که چند هفته از آن میگذرد بیش از 120 کشته و 500 مجروح بر جای گذارده است. دامنه این درگیریها به ازبکستان هم کشیده شده و از آنجا که حملات دولتیها متوجه ازبکها و طرفداران «باقییف» گردیده، افکار عمومی جهانیان را به خود جلب کرده است. «رزا آنت بایووا» رییس دولت موقت که وعده برگزاری انتخابات در مدت 6 ماه داده و دست به تغییر و اصلاح قانون اساسی داده خواستار دخالت روسیه میشود. «رزا آنت بایووا» اعلام میدارد «وضعیت جنوب قرقیزستان از کنترل خارج شده و بیشکک برای کنترل اوضاع نیازمند کمک خارجی است.» ولی در حالی که درخواست کمک از آمریکا نفی میشود اما مسکو میگوید اعزام نیرو فقط برای کمک به حفاظت از پایگاه نظامی روسیه صورت میگیرد. آمریکا و روسیه دارای پایگاه در قرقیزستان هستند. پایگاه نظامی روسیه در 20 کیلومتری بیشکک پایتخت قرقیزستان که کانت نام دارد از اهمیت بسیاری برای مسکو برخوردار میباشد. به همین دلیل قرقیزستان درصدد برآمده دست به سوی آنها دراز کند. رییس جمهوری موقت قرقیزستان عوامل خارجی را مسئول این درگیری خوانده است. خصوصاً در آستانه همهپرسی قانون اساسی که قرار است اواخر ماه میلادی جاری برگزار شود. در قانون اساسی جدید از امتیازات رییس جمهوری کاسته شده است. دولت که با اعتراض مخالفان که حامیان باقییف هستند مواجه گردیده دستور شلیک به سوی آنها را صادر کرده است. سخنگوی مدودف رییس جمهوری روسیه ناآرامیهای قرقیزستان را درگیریهای قومی و مناقشه داخلی این کشور دانسته و میگوید کشورش امکاناتی برای مشارکت در جهت حل و فصل آرا ندارد. چتربازان روسی که به قرقیزستان اعزام شدهاند گفته میشود فقط برای محافظت از تاسیسات نظامی روسیه و تضمین برقراری امنیت نیروهای روسی و خانواده آنها راهی این کشور شدهاند اما هرگونه درخواست از آمریکا تکذیب میشود. دولت برای توجیه سرکوبها و درگیریهای قومی، علاوه بر خارجیها، اتهاماتی را متوجه «باقییف» کرده است. در حالی که باقییف رییس جمهوری برکنار شده که در مینسک پایتخت بلاروس مستقر شده، دست داشتن در این حوادث را دروغی بیشرمانه خوانده و دولت را مسئول آشوبها عنوان کرده است. در این حال وزارت خارجه ازبکستان که تعدادی از شهروندانش آماج حملات انتقامجویانه قرار گرفتهاند در بیانیهای عنوان میکند «جامعه و مردم ازبک در ارتباط با حوادث در حال وقوع در شهر اوش در جنوب قرقیزستان نگرانی شدید خود را ابراز میدارد.» هم چنین بر این مساله تاکید شده که «کشتار بدون مجازات، اعمال زور، قتل عام، سوزاندن و غارت مردم بیگناه، توسط گروههای اشرار در خیابانها و خانههای شهر اوش موجب خشم و تنفر تمامی جامعه صلحدوست جهانی شده است.» ازبکها در بیانیهخود اعلام کردهاند که «ما هیچ تردیدی نداریم که تمامی این حرکات با تحریک نیروهایی که منافع آنان از منافع مردم قرقیزستان کاملاًدور است انجام میگیرد.» قرقیزها در سال 2005 در پی انقلاب لالهها شاهد سقوط عسکر آقایف و روی کار آمدن باقی یف بودند. ولی در 7 آوریل 2010 (18 فروردین) در پی تشدید بحران اقتصادی و سیاسی که به شورش مردم انجامید باقی یف سرنگون میشود. از آن زمان تاکنون آرامش از این سرزمین رخت بربسته است. استمرار این وضعیت میتواند اوضاع را بیش از پیش آشفته ساخته و زمینه مساعدی برای دخالت دیگران به وجود بیاورد. قرقیزستان دارای پایگاههایی است که در اختیار روسیه و آمریکاست. روسها از دیرباز در این جمهوری پایگاه نظامی داشتهاند. این پایگاه نقش به سزایی در فعالیت ارتش سرخ در افغانستان داشته است ولی آمریکا از زمانی که برای مقابله با طالبان و القاعده به افغانستان لشکرکشی کرد درصدد ایجاد یک پایگاه در قرقیزستان برآمد. هدف آمریکا از احداث پایگاه قرقیزستان دستیابی آسان به افغانستان و تجهیز و تسلیح نیروهایش بود. در زمان «باقی یف» رابطه بیشکک با واشنگتن دوستانه بود این سیاست با نارضایتی مسکو همراه گردید. به همین دلیل روسها از سقوط او و روی کار آمدن رژیمی که متمایل به مسکو باشد رضایت خود را اعلام داشتند. تغییر سیاست در این جمهوریها چندان تعجببرانگیز نیست زیرا روسیه مایل نیست غرب خصوصاً آمریکا به حیاط خلوت این کشور نفوذ کند. آنها همان قدر از این چرخش راضی هستند که بلافاصله به یاری برخاسته و دست از خصومت برمیدارند. این وضعیت را در اوکراین هم شاهد بودیم. هرچند جابجاییها در اوکراین مسالمتآمیز بوده و از طریق انتخابات صورت گرفت اما در قرقیزستان با گذشت چندین ماه هنوز درگیریها ادامه دارد. اگر هم با روشی که دولت موقت قرقیزستان در پیش گرفته آرامش گورستانی بر این کشور حاکم شود ولی این گونه نخواهد بود که این وضعیت استمرار یابد. قرقیزها اگر انقلاب لالهها را از دست دادهاند اما نمیخواهند با وابستگی به مسکو، استقلال خود را هم بر باد رفته ببینند. |


