ببرها سیاسی می‌شوند چاپ نامه الکترونیک

حسن فتحی- چند ماه قبل نبرد نظامی ببرهای تامیل با دولت مرکزی سریلانکا با پیروزی ارتش خاتمه یافته و مقامات سریلانکا که جشن پیروزی گرفته بودند اعلام کردند برای همیشه به مسأله جدایی‌طلبی تامیل‌ها خاتمه داده‌اند.


اگرچه شواهد امر حکایت از موفقیت ارتش و شکست ببرهای تامیل داشت، ولی در این میان آنچه سئوال‌برانگیز بود این مسأله بود که آیا با سرکوب نظامی گروه‌های جدایی‌طلب می‌توان برای همیشه اقلیت تامیل را وادار به تبعیت از سیاست‌های دولت کرد یا این که پس از ترمیم زخم‌ها و بازگشت آرامش به این منطقه باز هم شاهد از سر گیری فعالیت‌ها و خواسته‌های جدایی‌خواهانه خواهیم بود؟
اختلاف و درگیری سیاسی و نظامی بین اقلیت تامیل و اکثریت سینهالی در سریلانکا مسأله جدیدی نیست که در سال‌های اخیر اتفاق افتاده باشد بلکه این مسأله به دوران استعمار و شکل‌گیری حکومت‌ها پس از جنگ جهانی دوم باز می‌گردد. زیرا این سرزمین مثل بقیه سرزمین‌های شبه قاره هند سال‌ها تحت سلطه استعمارگران انگلیسی قرار داشته و توسط آنها اداره می‌شد.
سیاست اصلی بریتانیا در اداره این سرزمین‌های پهناور، تفرقه بینداز و حکومت کن بود به این ترتیب که آنها برای حفظ سلطه خود میان اقوام و ملیت‌های مختلف بذر نفاق و درگیری پاشیده و آنها را رویاروی هم قرار می‌داد. زیرا اتفاق و همفکری آنها به ضرر استعمارگران تمام شده و می‌توانست برای بیگانگان خطرناک باشد به همین دلیل بهترین روش و راه، ایجاد تفرقه و جدایی میان آنها برای پرهیز از آشتی و هماهنگی بود که در این راستا موفق هم شدند ولی مشکل پس از استقلال کشورها و ترسیم خطوط مرزی بروز کرد.
بریتانیا در جریان جنگ دوم جهانی وعده استقلال به ملت‌هایی داده بود که تحت سلطه استعماری این کشور قرار داشتند. ولی مشکل چگونگی ترسمی خطوط مرزی و وضعیت ملیت‌های مختلف بود.
به طور مثال مسلمانان و هندوها تمایلی به زندگی در کنار هم در هندوستان نداشتند به همین دلیل هندوستان به دو کشور تقسیم شد که در یکی اکثریت با هندوها بود و در دیگری مسلمانان اکثریت را تشکیل می‌دادند. در ارتباط با سریلانکا نیز مشکلات به نوع دیگری بروز کرد زیرا در این سرزمین باید مسلمانان در کنار هندوها و بودایی‌ها زندگی می‌کردند. ولی اکثریت با سینهالی‌های بودایی بود که دارای اختلافات مذهبی و قومی با دیگران بودند.
در طول سال‌هایی که از استقلال و شکل‌گیری کشور سریلانکا می‌گذرد همواره درگیری‌های سیاسی و نظامی همراه با خونریزی و بمب‌گذاری در سرلوحه مسایل آن قرار داشت.
اگرچه دو اقلیت مسلمان و هندو در این کشور در کنار بودایی‌ها زندگی می‌کنند اما مشکل اصلی میان تامیل‌ها و اکثریت سینهالی بوده است، زیرا تامیل‌ها که عمدتاً در شبه جزیره بافنا و در مجاورت ایالت تامیل نادو هندوستان زندگی می‌کردند تمایلی به زندگی در کنار بودایی‌ها نداشته و خواستار جدایی از سریلانکا و پیوستن به هندوستان بودند.
البته این گونه نبود که تامیل‌های هندو بی‌تقصیر بوده و تحت فشار قرار داشتند بلکه شرایط به گونه‌ای بود که دو طرف را رویاروی هم قرار داده و مانع همزیستی صلح‌آمیز آنها می‌شد.
استمرار و ادامه درگیری‌ها و چالش‌ها عاقبت به تقابل نظامی انجامیده و این کشور را در مسیر جنگ داخلی ویرانگری قرار داد که مرگ هزاران نفر را در پی داشت.
سریلانکا با 65610 کیلومتر مربع وسعت در همسایگی هند قرار داشته و بیش از 10 میلیون نفر جمعیت دارد که مرکز آن شهر کلمبو است. این کشور و هندوستان توسط تنگه «پالک» از هم جدا شده‌اند. تنگه‌ای که یکی از راه‌های ارتباطی ببرهای تامیل با هم‌نژادان خود در آن سوی مرزها می‌باشد. 72 درصد جمعیت آن را سینهالی‌ها، 20 درصد را تامیل‌ها و بقیه را موروها تشکیل می‌دهند در حالی که 67 درصد بودایی، 18 درصد هندو، 7/7 درصد مسیحی و 2/7 درصد مسلمان هستند.
سریلانکا سال‌ها تحت سلطه استعمارگران غربی از جمله پرتغالی‌ها، هلندی‌ها و انگلیسی‌ها قرار داشته و نام آن سیلان بود. در سال 1810 این سرزمین به مستعمره بریتانیا تبدیل شده و تمامی خارجی‌ها متصرفات خود را به آنها تحویل دادند. در سال 1968 پس از جنگ دوم جهانی سریلانکا مستقل شده ولی دارای حکومت فرمانداری کل گردید که توسط ملکه انگلیس انتخاب شد. در آن حال، قدرت در دست نخست وزیر بود.
در سال 1972 نوع حکومت سریلانکا از فرمانداری کل به ریاست جمهوری تغییر یافت در حالی که نخست‌وزیر مسئول اجرایی کشور به شمار می‌رفت. این وضعیت تا سال 1977 ادامه یافت تا این که در این سال با ترمیم قانون اساسی و پیروی از روش سیاسی فرانسویان، قدرت اصلی کشور به ریاست جمهوری واگذار شده و پست نخست‌وزیری حذف گردید. مدت ریاست جمهوری 6 سال تعیین شد.
سریلانکا از همان ابتدا با مشکلاتی با اقلیت تامیل مواجه بود زیرا تامیل‌ها مدعی بودند که زبان تامیلی زبان رسمی دوم این کشور شده و ایالت جداگانه‌ای برای آنها تشکیل شود. اختلافات با ترور و درگیری‌های مسلحانه همراه گردید به گونه‌ای که در سال 1959 باندرا نایکه نخست‌وزیر توسط تامیل‌ها ترور شد. پس از او همسرش خانم باندرا نایکه به نخست‌وزیری رسید که اولین زن نخست‌وزیر جهان بود. این خانواده هم‌چون خانواده نهرو در هندوستان سال‌ها قدرت را در سریلانکا در دست داشته و بر این کشور حکومت کرده‌اند زیرا پس از مرگ پدر و نخست‌وزیری مادر، دختر خانواده نیز به ریاست جمهوری می‌رسد.
درگیری و اختلافات تامیل‌ها با دولت که سبب گردید پای سینهالی‌ها نیز به این درگیری‌ها کشیده شود به همین دلیل نزاع از حالت دولتی خارج و ماهیت مردمی و قومی پیدا می‌کند. لذا زمانی که پس از 3 دهه جنگ و خونریزی، دولت سریلانکا اعلام کرد توانسته ببرهای تامیل را شکست داده و تمامی مناطق تامیل نشین را تحت کنترل درآورد تعجب‌برانگیز بود.
وقتی که «راجا پاکسا» رئیس‌جمهوری سریلانکا خبر پیروزی به تامیل‌ها را اعلام کرده و سخن از آشتی ملی به میان آورد در عوض توجه به بازسازی منطقه، خبر از برگزاری انتخابات زودهنگام داد. این انتخابات باید 2 سال دیگر برگزار می‌شد. اما «راجا پاکسا» در نظر داشت پیروزی نظامی را با پیروزی سیاسی همراه سازد در حالی که تصور نمی‌کرد تامیل‌ها در صحنه سیاسی به رقیبی قدرتمند برای دولتی‌ها تبدیل شوند.
«راجا پاکسا» رئیس جمهوری به وعده خود درباره برگزاری انتخابات پارلمانی در شمال سریلانکا عمل می‌کند، البته یکی از اهداف مهم رئیس‌جمهوری تغییر ماهیت درگیری‌ها و اختلافات از نظامی به سیاسی و تبدیل احزاب و جناح‌های نظامی به سیاسی بود. به همین دلیل از سال 1998 برای نخستین بار در مناطق تامین‌نشین انتخابات برگزار می‌شود. در شرایطی که انتقادها از قتل‌عام و برخوردهای غیرعادلانه ارتش علیه غیرنظامیان ادامه داشت، مردم در پای صندوق‌های رأی حضور یافتند.
آنچه جالب توجه بوده و تمامی ناظران و خصوصاً دولتی‌ها را متعجب کرد موفقیت قابل توجه تامیل‌ها در انتخابات بود به طوری که در برخی از مناطق تامیل‌ها توانستند دولتی‌ها را کنار زده و به اکثریت برسند.
این موفقیت در شرایطی به دست می‌آید که هنوز اوضاع در شمال تامیل‌نشین کاملاً امنیتی بوده و ارتش کنترل اوضاع را در دست دارد. لذا این واقعیت بار دیگر این مسأله را اثبات می‌کند که نمی‌توان تامیل‌ها را نادیده گرفته و یا از کنار آنها به سادگی گذشت.
مشارکت تامیل‌ها در قدرت که از سال‌ها قبل مطرح بوده و به این ترتیب رسمیت می‌یابد می‌تواند به نفع دولت تمام شود منوط به این که طرفین درباره همزیستی صلح‌آمیز به توافق رسیده و دولت هم قواعد بازی را رعایت کند. زیرا شکست دولت در 2 شهر و تبدیل حزب حامی تامیل‌ها به عنوان شریک دولتی‌ها شرایط جدیدی را در سریلانکا به وجود می‌آورد که می‌تواند چندان به نفع «راجا پاکسا» تمام نشود.
یکی از اقدامات دولت‌ها برای کاستن از مخالفت‌ها و جذب احزاب و جناح‌های مخالف، سوق‌دادن آنها به سوی تبدیل شدن به احزاب سیاسی است. به این ترتیب مبارزه نظامی جای خود را به رقابت سیاسی داده و کشتار و خونریزی به مبارزات سیاسی تبدیل می‌شود. این روند می‌تواند در صورتی که طرفین قواعد بازی را رعایت می‌کنند به تنش‌ها خاتمه داده و جوامع را به سوی سازندگی و آرامش سوق دهد.
در سریلانکا این گام برداشته شده و به دلیل مشارکت جناح‌ها با  موفقیت توام بوده است. البته موفقیت صرفاً متوجه حزب حاکم یا حامیان تامیل‌ها نگردیده بلکه جامعه سریلانکا از آن منتفع خواهد شد. زیرا در صورتی که جنگ و خونریزی جای خود را به رقابت سیاسی بدهد و سلاح‌های مرگبار با تریبون‌های مناظره تعویض شوند بزرگترین پیروزی به دست آمده و جامعه سریلانکا به سوی یکپارچگی و تقویت روابط حرکت خواهد کرد. در آن شرایط مقوله تجزیه و جدایی به فراموشی سپرده خواهد شد. البته یکبار دیگر بر این مسأله تأکید می‌کنم که استمرار این وضعیت و ادامه نبرد سیاسی زمانی حاصل خواهد شد که طرفین قواعد بازی را رعایت کرده و در چارچوب‌های سیاسی به رقابت بپردازند.


 

 

کلیه حقوق قانونی این وب سایت متعلق به هفته نامه اميد جوان بوده و استفاده از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز است