| دیگر کسی به کارمند جماعت زن نمیدهد! |
|
|
|
* در این چند سالی که «روز کارمند» نامگذاری شده، چه اقدامات مفیدی برای آنها صورت گرفته است؟ ـ نامگذاری یک روز برای «کارمند» صرفاً برای خوشحالکردن او است! ما چرا روز «ثروتمند» نداریم؟ روز کارمند باید مسایل و مشکلات کارمندان مطرح شود، مسئولان بیایند گزارش بدهند که چه کردهاند و چه خواهند کرد؛ صرف نامگذاری یک روز در تقویم برای کارمند، هیچ مشکلی از آنان حل نمیکند. * کارمندان از نظر اجتماعی چه جایگاهی دارند؟ ـ اگر امروز یک نفر به عنوان کارمند بخواهد، ازدواج کند، به او زن نمیدهند. چه کسی حاضر است دخترش را به فردی بدهد که در ماه 330، 400 هزار تومان درآمد دارد؟ زمانی که من در سالهای دور فارغالتحصیل شدم کارمند دارای جایگاه و اعتبار بود، وقتی استخدام شدم، گفتم آتیهام تأمین شد. اما امروز میبینید که بقال محل اعتبارش از کارمند بیشتر است. انسان وقتی نتواند زندگیاش را اداره نماید به راه خلاف کشیده میشود و در آن صورت است که نظام اداری شما شاهد به وجود آمدن بزههایی چون رشوه و اختلاس میشود. اینکه بگوئید کارمند عزیز است کار خوبی است اما برای او نان و آب نمیشود. * وقتی میگوئیم اعتبار یک بقال از یک کارمند بیشتر است، یعنی اینکه کسی که کسب و کار آزاد دارد به واسطه درآمدزایی میتواند اعتمادسازی بیشتری کند، بنابراین معیارها و ملاکهای دیگر هم تحتالشعاع پول قرار میگیرند؟ ـ مگر امروز نیست، امروز کسی که خانه بهتر، اتومبیل لوکستر و شغل پردرآمدتر دارد، حرف اول را میزند، این ویژگیها هم بیشتر به کاسبها میخورد، امروز دیگر کسی به سواد و شخصیت اجتماعی و این حرفها کاری ندارد من در میان دانشجویان دختر که سابق علاقهمند به ازدواج با جوانان تحصیلکرده بودند، اما امروز بیشتر همسر کاسب را میپسندند، دیدهام که پول را ملاک قرار میدهند، وقتی از آنها میپرسم که فردی که تحصیلاتش از شما کمتر است ممکن است درک درستی از زندگی با شما نداشته باشد، میگویند: این حرفها چیست؟ باید پول داشت و زندگی کرد! چرا ما به اینجا رسیدیم؟ کسی که در جامعه نیازمند پول میشود ممکن است بسیاری از معنویتهایش را نیز از دست بدهد. * 2 تا3 شیفت کار کردن، چه لطماتی را متوجه جامعه میکند؟ ـ ما سال گذشته در کل کشور بیش از 7، 8 هزار استخدام نداشتیم، در حالی که یک میلیون و 300 هزار فارغالتحصیل لیسانس داریم، وقتی حقوقی که نظام اداری پرداخت میکند با دخل و خرج کارمندان نمیخواند آنها به شغلهای دوم و سوم روی میآورند و بخش خصوصی را اشغال مینمایند در نتیجه شغلی برای جوانان آماده ورود به بازار کار نمیماند! راهحل این موضوع هم بسیار ساده است. شما باید حقوقها را با حداقل تورم موجود در جامعه هماهنگ کنید. به طور مثال بنزین جزو محصولاتی بوده است که بعد از انقلاب کمترین تورم را داشته یعنی از 5 ریال در قبل از انقلاب به 100 تومان در حال حاضر رسیده است میزان حقوق یک کارمند در قبل از انقلاب 4 هزار تومان بوده اما حداقل آن اکنون 240 هزار تومان است. به عبارت سادهتر، بنزین 200 برابر شده اما حقوق کارمند 60 برابر افزایش یافته، و با یک حساب سرانگشتی میتوان دریافت که مخارج زندگی حداقل 3 برابر درآمد یک کارمند است! الآن شما بروید قیمتها را بررسی کنید گوشت کیلویی 16 هزار تومان یعنی معادل نرخ دلار! در حال حاضر نرخهای ما با قیمت دلار برابری میکند اما کارمندان ما با ریال حقوق میگیرند! یک نظافتچی در فرانسه 1000 یورو در ماه حقوق میگیرد یعنی 5/1 میلیون تومان، کارمند ما هم براساس نرخ تورم خودمان باید حداقل 800 هزار تومان حقوق بگیرد. استاد دانشگاهی که برای تأمین مخارج زندگیاش شبها در آژانس کار میکند به من میگفت وقتی به خانهای رفتم که دیدم منزل دانشجوی من است، گاز اتومبیل را گرفتم و فرار کردم! این آدم دیگر برای خود احترامی قایل نیست، خودش، خودش را قبول ندارد. بعضی وقتها برخی مسئولین میگویند ما سوبسید میدهیم و آن را به رخ میکشند، در حالی که مردم با بسیاری از آسیبهای اجتماعی از جمله طلاق سوبسیدهای زندگی را میپردازند. وقتی پدر و مادر دو تا سه شیفت کار میکنند، بچه خوبی نمیتوانند تربیت کنند و در آن صورت یک فرد آسیبپذیر تحویل جامعه میدهند که در آینده ممکن است بحرانآفرین شود.
|



