زخم پناهندگی دوباره سر باز کرد چاپ نامه الکترونیک

تقاضاي پناهندگي «نرگس کلهر» دختر «مهدی کلهر» مشاور رسانه‌ای رییس جمهور به غرب بازتاب خبری گسترده‌ای یافت. مشاور رییس جمهور در واکنش به این خبر اعلام کرد: دختر وی به لحاظ قانونی برای خروج از کشور نیازی به اجازه پدر ندارد و وی نیز هیچ اطلاعی از خروج نرگس از کشور نداشته است. مهدی کلهر گفت: من سال‌هاست که از همسر قبلی‌ام جدا شده‌ام، او مخالف سرسخت دکتر محمود احمدی‌نژاد بود. به گفته وی نرگس که حدود 26 تا 27 سال دارد، مدت‌هاست با مادرش زندگی می‌کند و در مصاحبه‌ای که با رسانه‌های غربی داشته، پدرش را به جدایی از دکتر احمدی‌نژاد فرا خوانده است. «نرگس کلهر» به تازگی فیلمی با عنوان «خیش» (Rake) را براساس رمانی از «فرانس کافکا» ساخته که قرار است در جشنواره فیلم نورنبرگ به نمایش درآید. او در مصاحبه‌ای گفته است: «بیش از یک سال است که با پدرم رابطه‌ای ندارم، بعد از متارکه والدینم با مادرم زندگی می‌کنم و هیچ کس از خروجم از کشور خبر ندارد. فیلم را فرستادم و بعد نامه‌ای برایم آمد مبنی بر این که فیلم پذیرفته شده است. در ایران که بودم کار تدوین می‌کردم و خرج زندگی‌ام را درمی‌آوردم. چند فیلم کوتاه هم ساختم که به هیچ کدام اجازه پخش ندادند.»

«نرگس کلهر» پس از راهیابی به جشنواره فیلم حقوق بشر نورنبرگ آلمان به غرب پناهنده شد و در این باره گفت: «اگر قرار است از بین برویم، بگذارید خودمان راه‌مان را انتخاب کنیم».
از سوی دیگر مهدی رستم‌پور گزارشگر کشتی که در معیت تیم ملی ایران به مسابقات دانمارک اعزام شده بود در گفت‌وگو با رسانه‌های غربی موضوع پناهندگی خود را تایید کرد. وی در مصاحبه با رادیو فردا خاطرنشان کرد: بازنگشتن من به ایران با این مصاحبه جنبه رسمی پیدا می‌کند.
«امیدجوان» در گفت‌وگو با دکتر غلامرضا علیزاده، آسیب‌شناس اجتماعی و محقق و استاد دانشگاه به بررسی موضوع پناهندگی از منظر جامعه‌شناختی پرداخته است:
* ما در موارد اخیر پناهندگی با دو جوان روبرو بوده‌ایم که به لحاظ موقعیت اجتماعی، قشر برخوردار نامیده می‌شود، علت پناهندگی این گونه افراد را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟
- در جامعه‌شناسی موضوعی به نام گریز از قشربندی‌های اجتماعی وجود دارد که هر کس سعی دارد به نوعی از لایه موجود خود خارج و خود را به طبقه بالاتر منتسب کند. البته ممکن است این لایه مایه لازم کار را هم نداشته باشد. بر این اساس نوعی تقلید رفتار لایه اجتماعی بالاتر در فرد پدید می‌آید که آن را سانسکریتی کردن می‌نامند. در هند می‌گویند این رفتارها ادامه می‌یابد تا فرد به «برهمن»ها یا لایه‌های ممتاز که الگویشان را از غرب می‌گیرند، می‌رسد. به نظر می‌رسد این مساله در ایران هم مصداق دارد که لایه‌های اجتماعی تلاش دارند نقش یک لایه بالاتر از خود را بازی کنند.
* دلیل این کمبود اجتماعی چیست؟
- ما در جامعه 3 گیر  اجتماعی، اتلاف منابع، فقر الگو و مشکل آمار و اطلاعات داریم. آمار و اطلاعات دقیق نداریم چون برنامه‌ریزی درستی نداریم، فقر الگو داریم برای این که نمی‌دانیم از چه معیاری باید استفاده نماییم. از طرفی هم اتلاف منابع‌مان خیلی بالاست به گونه‌ای که 4 برابر میانگین دنیا، انرژی مصرف می‌کنیم و 35 درصد زباله‌های خانگی ما موادغذایی است که غذای جمعیتی بالغ بر 20 میلیون را به هدر می‌دهد. بر این اساس برای دستیابی به لایه‌های بالا و ممتاز اجتماعی همواره الگوهای خود را در خارج از مرزها جست‌‌وجو می‌کنیم و احساس می‌کنیم مدینه فاضله و بهشت گمشده در آن سوی آب‌ها قرار دارد. البته در این میان نقش رسانه‌های تخصصی غرب را که با پیام‌های فریبنده و جذاب، ایجاد انگیزه می‌کنند را نباید کتمان کرد. این پیام‌ها وقتی تاثیرگذار می‌شوند که متوجه می‌شویم خودمان ضعف الگو داریم. شما ببینید ما در طرح شخصیت‌های الگویی خودمان آن قدر ضعیف عمل کرده‌ایم که در برهه‌ای «مایکل جکسون» در کشور ما چهره می‌شود و جریان پانک و رپ و... را دامن می‌زند. ما در این موارد چه می‌کنیم؟ رفتار سلبی بروز می‌دهیم، می‌گوییم نکن، نمی‌گوییم چه باید بکنی، غرب هم از این خلاء استفاده می‌کند و بوته‌زار خود را به عنوان جنگلی زیبا برای جوانان ما به نمایش می‌گذارد.
* برای اصلاح این نقیصه فرهنگی و اجتماعی چه باید کرد؟
- ما باید در برنامه‌ریزی‌هایمان، نسل جوان را دخالت دهیم. الان آدم‌هایی که 30-40 سال با این نسل اختلاف سنی دارند، آمده‌اند و دارند مهندسی فرهنگی و الگویی می‌کنند. شما فکر می‌کنید این جوانانی که به غرب پناهنده می‌شوند چه می‌کنند؟‌در موارد بسیار حتی شغل‌های پست‌تر از کار فعلی‌شان در کشور می‌یابند. منتها در آن سوی آب‌آن قدر جاذبه کاذب ایجاد کرده‌اند که ما آسان از جذابیت‌های موجود در کشورمان می‌گذریم. نکته دیگر این که ما باید از روش‌های هدایتی مستقیم دست برداریم. الان در جامعه ما کار به صورت نصیحت از بالا به پایین است و این در حالی است که نسل جوان ما از نصیحت اشباع شده است.
* تغییر شرایط فرهنگی و اجتماعی در داخل در موضوع پناهنده شدن به خارج چه تاثیری دارد؟
- فرهنگ بسیار دیرپاست و به سادگی تغییر نمی‌کند شما برای این که در المان‌های فرهنگی دستکاری کنید باید 11 لایه جراحی کنید تا به عناصر ارزشی جدید دست بیابید. آن چیزی که ما به جای فرهنگ اشتباه می‌گیریم مدها، هیجان‌ها و قلیان‌های اجتماعی است که مانند رگبار می‌آیند و می‌روند. بر این اساس ما نگران می‌شویم و تصور می‌کنیم دچار تهاجم فرهنگی شده‌ایم و شروع به برخورد و عکس‌العملی می‌کنیم و رفتار جدلی در پیش می‌گیریم، رفتاری که فرد احساس می‌کند آنچه به او گفته شده را باید با رفتارهای تظاهری بروز دهد. بر این اساس لازم است که دنیا را از دید جوانان نگاه کرد. برخی بر این باورند که چنین روندی جوانان را پردرد می‌کند در حالی که این طور نیست.
* غرب از مهاجران و پناهندگان ما چه بهره‌ای می‌برد؟
- کانادا اعلام کرده است میزان نیرویی که در سال‌های اخیر از طریق مهاجرت جذب کرده در حدی است که دانشگاه‌هایش برای تامین آنها باید 70 سال با ظرفیت کامل کار می‌کردند! تجربه کشورهای توسعه‌یافته می‌گوید، نباید در جوامع به صورت بسته عمل کرد بلکه با واکسیناسیون‌های فرهنگی و اجتماعی نسل جوان را در برابر بیماری‌های اجتماعی و فرهنگی واکسینه کرد.

 

 

کلیه حقوق قانونی این وب سایت متعلق به هفته نامه اميد جوان بوده و استفاده از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز است