| تبانی؛ یک در میلیون |
|
|
|
علي مغاني- اگرچه فوتبال با آمار و احتمالات رياضي ميانه چندان خوشي ندارد، اما يك تخمين ساده رياضي به ما ميگويد: احتمال اينكه 6 بازي پياپي دو تيم فوتبال با نتيجه 1-1 تمام شود، در خوش بينانهترين حالت «يك در ميليون» است. يعني اگر دو تيم يك ميليون بار با هم بازي كنند، احتمالاً نتيجه 6 بازي پياپي آنها مساوي 1-1 خواهد شد. شايد خيلي از فوتبال دوستاني كه در ذهن شائبه تباني بازي استقلال و پرسپوليس را ميپرورانند، با اين احتمال كاري نداشته باشند اما درحافظه تاريخي خود، نمونهاي از اين دست سراغ ندارند. مگر ميشود پرتماشاگرترين مسابقه فوتبال آسيا، 6 بار با نتيجهاي يكسان تمام شود؟ اتفاقاتي كه پيرامون اين موضوع وجود دارد از چند منظر قابل بررسي است كه در ادامه به آن ميپردازيم: اول: براي اينكه باور كنيم داربي استقلال و پرسپوليس تباني نبوده، فقط كافي است كه اندكي بدون تعصب به جريان بازي نگاه كنيم و نمونههايي از تبانيهاي مشهور فوتبال در ايران و جهان را به خاطر بياوريم. اين مقايسه به كمك ميكند كه فارغ از همه شايعاتي كه در اين روزها مطرح شده، يقين داشته باشيم پشت پرده اي در كار نبوده است. نگاهي منصفانه به ما ميگويد كه حتي در دقايق پاياني كه بازيكنان هردو تيم «بريده» بودند، باز هم موقعيتهايي روي دروازه دو تيم ايجاد شد.دوم: در بازيهايي كه تباني صورت ميگيرد، معمولاً چند بازيكن خاص مثل دروازهبانها و مدافعان «تطميع» يا «تهديد» ميشوند و در هيچ كجاي دنيا نميتوان به 30 بازيكن و مربي تيمها گفت بايد اين بازي را مساوي كنيد و آن وقت هيچ يك از آن ها اين موضوع را در محافل خصوصي بازگو نكند. به ياد بياوريم كه ميثاق معمارزاده، شيث رضايي، وحيد طالب لو و اميرحسين صادقي در شمار بهترينهاي اين مسابقه بودند. سوم: خيليها از مساوي شدن سريالي اين بازي راضي نيستند. مثل ميليونها تماشاگري كه مشتاقانه اين داربي را پيگيري ميكنند اما در سوي مقابل عدهاي هستند كه در دل آرزو ميكنند، نبرد استقلال و پرسپوليس برندهاي نداشته باشد تا «اتفاقي نيافتد» و خداي ناكرده «سكوها ملتهب نشود». از مسئولان فدراسيون و كميته داوران و كميته انضباطي گرفته تا آنانكه مسئوليت تامين امنيت اين مسابقه را به عهده دارند. جالب اينكه در ملتهبترين بازيهاي اين دو رقيب سنتي، مثل بازيهايي كه بازيكنان آشكارا همديگر را در داخل زمين كتك زدهاند، اتفاق عجيب و غيرقابل كنترلي روي سكوها پديد نيامده است. اين ترس موهوم از شلوغ شدن جو ورزشگاه، خواسته و ناخواسته جريان بازي را به سمت و سويي ميبرد كه نتيجه آن را در اين سالها مي بينيم؛ مساويهاي پياپي. چهارم: با اين همه آنچه كه شائبه تباني را براي اين بازي در اذهان فوتبال دوستان به وجود ميآورد، اتفاق نادري است كه بعيد است نمونه مشابهي در كره خاكي داشته باشد؛ دو تيم پرطرفدار و بزرگ، يك صاحب دارند؛ سازمان تربيت بدني! مگر مي شود دو تيم رقيب باشند و هر دو از يك كانال هدايت شوند؟ در اين سالها بارها و بارها خبرهايي از واگذاري قريب الوقوع اين دو باشگاه به بخش خصوصي منتشر شده كه در عمل هيچ كدام محقق نشده. پنجم: عادل فردوسي پور در برنامه نودش، به درستي به نكته ظريفي اشاره كرد كه ميتواند گره گشاي اين سريال اعصاب خردكن مساويها باشد؛ در هر بازي مطابق همه قوانين موجود90 درصد ظرفيت استاديوم به طرفداران تيم ميزبان اختصاص يابد. طبيعي است در شرايطي كه تيم جو غالب ورزشگاه را با خود به همراه دارد، بخت بيشتري براي پيروزي دارد. در توجيه عدم تحقق اين موضوع، گفته ميشود هواداران را نميتوان ساماندهي كرد و معلوم نيست آنكه بليط ميخرد استقلالي است يا پرسپوليسي؟ راهكار ساده است: لااقل براي اين بازي خاص، بليط فروشي را به باشگاهها بسپاريد. آنها خوب ميدانند چه ترفندي پيش بگيرند كه تمام 90 هزار بليط به طرفداران خودشان برسد. ششم: همه بازيهايي كه در اين سه سال مساوي شده، سناريويي تكراري داشته؛ بازي بيرمق شروع شده، اول يك تيم گل زده، بعد تيم مقابل به شدت حمله كرده و گل مساوي را زده و در نهايت دو تيم به مساوي راضي شدهاند. مسئوليت اين نقص به عهده كسي نيست به جز كادر فني هر دو تيم كه در اين سالها، از ترس مرگ خودكشي كردهاند. اينكه مربي ترسوي فلان تيم، ميدان را به آساني در اختيار حريف ميگذارد تا همان اندوخته يك گل را حفظ كنند، تقصير هيچ كس نيست به جز خود او. در شماره پيش هم يادآور شديم فوتبال ايران به شدت نتيجه گرا شده و بازيهاي كسل كننده معلول همين اتفاق ناخوشايند است كه حتي تماشاگران حاضرند بنجلترين فوتبال را تحمل كنند ولي تيمشان با يك گل اتفاقي پيروز شود. هفتم: توصيههاي فوتبالي مردان غيرفوتبالي، روح يك مسابقه را نابود ميكند. وقتي به يك بازيكن ذاتاً درگير و فيزيكي ميگويند، مواظب تكلهايت باش و اگر جنجال به پا شد، تو مسئول هستي و پاسخگو، طبيعي است كه اين بازيكن شجاعت و جسارتش را در رختكن جا ميگذارد و در زمين فوتبال تبديل به يك مهره سوخته ميشود. تجربه همه اين سالها نشان داده، هرچه اين توصيهها بيشتر و غليظتر باشد، نتيجه معكوس حاصل ميشود. با اين اوصاف مشخص نيست تا چه زمان بايد اين توصيههاي غيرفوتبالي و غيرفني ادامه داشته باشد.
|



