|
سعيد شمس- « بسيار مايه تاسف است كه كساني در مجلس امضا جمع كنند.» رییس قوه قضاییه در واکنش به درخواست نمایندگان برای برخورد با متهمان حوادث پس از انتخابات، همچنین در مورد تذکراتی که به نمایندگان درباره نامه نگاریهایشان داده بود، گفته است: به برخي از اين نمايندگان مجلس كه نامه را امضا كردهاند، صراحتا تذكر و توضيح دادم كه قوه قضائيه در كار خود كوتاهي نميكند. اما مجددا از اين حرفها ميزنند. چگونه احتمال ميدهند كه ریيس دستگاه قضا كه منصوب رهبري است و خودم نيز قائل هستم كه شرعا و عقلا همه دستگاهها بايد خطوط رهبري را مدنظر قرار بدهند، بيتوجه باشم و به خود اجازه دهم كه برخلاف نظر ايشان چنين كاري انجام دهم. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
عبدالله خليلي- سوم خرداد 1361 نقطه عطف در تاریخ جنگ تحمیلی است. سرگرد «کامل جابر» از افسران ستاد سوم ارتش عراق در خاطراتش درباره وضعیت روحی صدام پس از شکست در خرمشهر چنین مینویسد:«پس از باز پسگیری خرمشهر توسط ایرانیها، صدام، فرماندهان سپاه سوم را در روز 27 مه 1982 برای اعطای نشان شجاعت! به کاخ ریاست جمهوری فراخواند. پس از اعطای «نشان» و بیرون کردن خبرنگاران از کاخ، او خطاب به فرماندهانش گفت:«اعطای این مدالها، صرفاً برای تسکین افکار عمومی است، آرزو میکردم در بندر «محمره» کشته میشدید ولی عقبنشینی نمیکردید. وجدان من آرام نمیگیرد مگر وقتی که سرهای له شده شما را زیر تانک ببینم! |
|
ادامه مطلب...
|
|
علي مغاني- عادل فردوسي پور بدون ترديد تاثيرگذارترين مرد رسانهاي ورزش ايران در سالهاي اخير بوده است. او كه كارش در تلويزيون را با گزارش تنيس آغاز كرده، پيش از اينكه به عنوان گزارشگر و مجري شناخته شود، مدتي به عنوان مترجم در روزنامههاي ورزشي كار كرده و در اين سالها با برنامه تاثيرگذار 90، بسيار خبرساز بوده است. |
|
ادامه مطلب...
|
|
اشاره این بار به نام «محمد نهاوندیان» رییس اتاق بازرگانی ایران نه به خاطر اختلافی است که با دولت بر سر پیشنویس جدید اتاقها پیدا کرده و درصدد کاهشکرسیهای دولتی برآمده است و نه به خاطر بحث رسانهای بر سر اخراج یک خبرنگار است از اتاق که به دستور مستقیم یا غیرمستقیم او صورت گرفت که یکی به خاطر انتقادات صریح وی از شبکه بانکی و بازار پولی کشور و نوع و جنس تبلیغات بانکهاست و دیگری به سبب اعلام خبر تشکیل شورای مشترک بازرگانی ایران و آمریکا. |
|
ادامه مطلب...
|
|
الهام سليماني- باید بدانی چه میگویم وقتی اين سطور را میخوانی. باید دردی آشنا و مزهای گس تو را در خود حل کند. باید وقت غروب از دامنههای زاگرس، از آنجایی که حتی راههای مالرو هم به انتها میرسند، عبور کرده باشی تا بدانی چه میگویم. باید اين خاک باران خورده تشنه زایش، زیر پایت را خالی کرده باشد؛ سُر خورده باشی و خارهای بوتههای خوش عطرگون توی دست و پایت خلیده باشد تا کلمه به کلمهاش را درک کنی. باید وقتی اين سطور را میخوانی ریههایت از عطر بهارنارنج شیراز پر باشد. یا دست کم اقاقیای باغ گلشن طبس را درک کرده باشی و رازقیهای خوزستان مشامت را نوازش کرده باشد. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
|
|
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>
|
|
صفحه 3 از 22 |